درباره من

عکس من
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

یکشنبه، بهمن ۰۸، ۱۳۸۵

ارتجاع و استعمار

ارتجاع و استعمار اگر چه در ظاهر به روی هم شمشیر می کشند و چشم دیدن همدیگر را ندارند، امٌا در باطنِ قضیٌه، حقیقت چیز دیگری است. در هر کشوری این هر دو، دشمنان قسم خورده ای دارند که اگر غفلت کنند ریش آن یکی و ریشۀ آن دیگری بر باد و بر آتش خواهد رفت

اینها ناچار برای اینکه یک نیروی حقیقی و دمکرات، پیشرو و آزادیخواه و مستقل نتواند بساطشان را جمع کند، اینگونه دست در دست هم می گذارند و حتما برای نابودی هر نوع پیشرفت، خصوصا در جهان سوٌم، هم قسم می شوند. متاسفانه این اتٌحاد شوم در مملکت ما، چنان که بعد از پیروزی انقلاب هم شاهد بودیم، نیروهای واقعی و پیشرو را با اتحاد دستهای پلید و نامبارکشان، به بند کشیده، به جوخه ها سپردند و یا باعث خروج آنان از میهن خود شدند

باید مواظب بود. با توجٌه به اوضاع و احوالِ امروز در منطقۀ خاورمیانه، و خصوصا در مملکت ما، بعید نیست که این دستهای شوم در پشت پرده متٌحد شوند و با استراتژی هدف مشترک که چون همیشه حول محور کوتاه نگه داشتن دست نیروهای مترقٌی از حاکمیٌت بر میهن خویش می چرخد توطیه های خطرناک و شومی را تدارک ببینند

دوشنبه، بهمن ۰۲، ۱۳۸۵

سرکوب،حلٌال مشکلات

هردم از این باغ بری می رسد. حالا شده حکایت کار ایران تحت سلطه. در کشورهای آزاد و پیشرفته و راه دور نرویم حتٌی کشورهایی که چندان آزاد و پیشرفته نیستند، مشکلات و مسایل، از طریق متخصصان مربوطه و ارگانهای صاحب صلاحیٌت حل و فصل می شوند. امٌا در ایران آخوند زده از آنجا که حلٌ مشکل مردم، مشکلترین مسیله حکومت است و باز هم از آنجا که هیچ چیز و هیچ کس سر جای خودش نیست، ناچار زور و سرکوب در باز کردن گِره حرف اوٌل به حساب می آید

به گزارش بی بی سی یعنی خبرگزاری غیر رسمی آخوندها، وزارت اطٌلاعات در مورد مشکل و دلایل و عوامل گرانی مَسکن تحقیق خواهد کرد. حالا وزارت اطٌلاعات چه ربطی به قضییه دارد، چیزی است که فقط و فقط به حکومتی بر میگردد که به هر پدیده ای با دید اطٌلاعاتی و امنیٌتی می نگرد

با این اوصاف اصلا نباید تعجٌب کرد اگر وزارت مسکن فردا اعلام کند که مثلا تیمهای این وزاتخانه تعدادی جاسوس و عوامل مخرٌب در کشور بازداشت کرده اند

حکومت به این شکل و شمایل فقط از عهده جمهوری آخوندی بر می آید. در دوردست ترین قبایل آفریقایی هم نمی توان شاهد این اتٌفاقات مضحک و مملکت بر باد دِه بود

به کجای این شب تیره...

در خبرها آمده بود: مدير دفتر پيشگيري‌ از آسيب‌هاي اجتماعي و مواجهه با بلاياي طبيعي وزارت آموزش و پرورش، از تهيه طرح پيشگيري از خودكشي دانش‌آموزان تا پايان امسال خبر داد
موضوع از این قرار است که ظاهرا پنج نفر از دانش آموزان دختر با استفاده از قرص برنج خودکشی کرده اند. دست اندرکاران آموزش و پرورش انگیزه این خودکشی ها را دیگرخواهانه اعلام کرده اند و توضیح داده اند که چون قربانیان به شخصی علاقه داشته اند، جهت نشان دادن علاقه خود دست به خودکشی زده اند

در رژیم ملٌا، آمار خودکشی بیداد می کند. اکثرا هم به خاطر فقر و نداری و فشارهای اجتماعی اتفاق می افتد. نکته جالب در گزارش فوق، اینجاست که مسولان آموزش و پرورش گناه را بر گردن عطُاریها می اندازند که این نوع قرصها در آنجا به وفور یافت می شوند

مملکتی که دور از جانِ همۀ عالم و آدم، رییس جمهورش احمدی نژاد باشد و وکیل و وزیرش هم مشتی رجٌاله پاسدار، از این بهتر که نمی شود هیچ، بد از بدتر هم خواهد شد. وقتی که آموزش و پرورش از خود سلب مسیولیت می کند در حالیکه آنها نیز به اندازه والدین این قربانیان مقصرند، عطٌاری ها هم البته منعی ندارند که بی هیچ دغدغه ای این قرصها را در اختیار بچٌه های مردم قرار دهند

فقط خدا کند که رژیم به بمب اتم دست پیدا نکند چون بعید نیست که فردا در بازار سیاه حکومت، بمبهای اتمی نُقلی هم مثل نقل و نبات به فروش برسند

شنبه، دی ۳۰، ۱۳۸۵

دو کلمه از مادر عروس

این خانم کسی نیست جز عشرت شایق نماینده مجلس آخوندی. حالا کاری نداریم که ملٌا جماعتی که زن را ضعیفه میداند و جایش را کُنج آشپزخانه، چطور به چندتا موجود شبیه این اجازه داده تا لقب نماینده مجلس رو یدک بکشن

از آنجا که توی این نظام هیچی سر جای خودش نیست، البتٌه نباید تعجب کرد که این خانم علاوه بر افتخار نمایندگی، بار شرکت در هیات مدیره تیم فوتبال استقلال رو هم گذاشته رو دوشش و برا یکی از بهترین تیم های فوتبال هم مثلا تصمیم می گیره. جلٌ الخالق. در تازه ترین اظهار نظر در مورد تیم مذکور هم فرمایش دادند که استقلال به پول نیاز نداره، به آرامش نیاز داره

حالا با وجود همچین هیات مدیره ای که البته مذکٌرهاش هم دست کمی از این خانم ندارن و نمی دونن که توپ را باید موقع بازی کجا زد که گُل به حساب بیاد، فکر می کنید استقلال و کلا ورزش کشور روی آرامش به خودش می بینه؟؟

چهارشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۵

غربت

بگذار تا ببوسم این خاک پر بها را
بر چشم سُرمه سازم، این برکت خدا را
تا ِکی غم غریبی، دور از دیار یاران
کِی می کند زمانه، با درد ما مدارا؟
در درد خویش دیری، ماندیم و خنده برلب
تا نشنود غریبه، فریاد بی صدا را
دیشب به خواب دیدم، غربت نموده پیرم
هست آن کسی که داند، تعبیر خواب ما را؟
نا آشناست اینجا، هر کس که لب گشاید
کو آن کسی که آرَد، پیغام آشنا را؟
باد صبا کجا رفت آن پیک صبحگاهی؟
تا شمه یی بگوید، احوال یار ما را
بس بی شمار فرزند، در راه مام میهن
رفته است و کس نداند، مقدار خونبها را
چون نِی جدا ز نیزار، ماییم و درد فُرقت
هست آن کسی که داند، درمان غصٌه ها را؟
از خاک پاک میهن، یارب بلا بگردان
تا طی کند سلامت، انواع فتنه ها را




دوشنبه، دی ۲۵، ۱۳۸۵

شش ضلعی شرارت


ما که آخرش هم نفهمیدیم شرارت چندتا محور دارد؟! پرزیدنتِ آمریکا زمانی از سه محور نام برد که شامل
ایران، کره شمالی و سوریه می شد. حالا سردار پاسدارِ، رحیم صفوی فرمانده سپاه پاسداران آخوندها در دیدار با وزیر دفاع سودان، محور شرارت را سه تا می داند و از آمریکا و انگلیس و اسراییل نام می برد

بر این اساس، اوضاع حسابی شیر تو شیر است مخصوصا که محورهای شرارت شش گانه، یا رسما به سلاح اتمی مجهز شده باشند و یا اینکه در صدد مسلح شدن باشند. آنوقت است که هر کس تحت عنوان برچیدن بساط شرارت، کفش و کلاه می کند و ششلولها را از رو می بندد

البتٌه ناگفته پیداست که هدف هیچکدام هم نجات بشریٌت و کمک به دمکراسی و از این جور حرفهای شیک و فریبنده نیست. یکی که دنیا را توی مشتش دارد، دنبال این است تا همچنان یکه تازی کند و آقایی خودش را حفظ و تثبیت نماید. آن دیگری که می گفتند زمانی آفتاب در حیطه قلمرواش غروب نمی کرده، حالا که دیگر از آن خبرها نیست و ابرها کمتر اجازه تابیدن به خورشید داغ و سوزان استعمارگری و چپاول می دهند، بر آن است تا بساطش را در سرزمینهای پُر حرارت نفتی پَهن کند و جیب مبارک را از این طریق، لبریز کند

بیچاره کره شمالی که مردمش به نان روز و شب محتاجند و رهبران دوراندیشش!!! بر آنند تا با موشک و بمب، شکم مردم فلاکت زده را پُر کنند. و از آن بیچاره تر رهبران مَضحکه یی به نام جمهوری اسلامی، که با دلارهای نفتی، می خواهند باصطلاح امپراتوری اسلامی راه بیندازند. غافل از اینکه در همان ایران تحت حاکمیٌتشان، یک روز غفلت کنند، ملٌت چنان به زیرشان می کشد که گویی هیچگاه سواره نبوده اند

تکلیفِ دو سمت و سوی دیگر محور شرارت، سوریه و اسراییل هم که معلوم است. اوٌلی فعلا و تا اطٌلاع ثانوی تکیٌه داده به آخوند و در این رهگذر مثل بچٌه یی که نافش به ناف مادر وصل است، مشغول ارتزاق است. نیم نگاهی هم دارد به کارخانه بمب سازی ملٌاها، تا شاید از این رهگذر نصیبی ببرد و بلندیهای جولانش را که حالا اسراییلیها مشغول جولان دادن در آن هستند، با حمایت آخوند اتمی بازپس بگیرد. البتٌه همینها اگر روزی متوجٌه بشوند که خرِ سه ضلع دیگر محور شرارت دارد از پُل می گذرد و آنطرفِ کفۀ ترازو سنگینی می کند، بعید نیست که رو به قبله یی دیگر کنند و حتٌی در اطٌلاعیٌه های وزارت امور خارجه شان از رژیم ملاٌ تبرٌی جویند. اینها با اینکه سالهاست که سرشان در توبره ملٌت ایران است ولی هرگاه که اعراب، سه جزیره همیشه ایرانی تُنب، خارک و ابوموسی را با اعلامیٌه های مسخره، عربی می خوانند، امضا این حضرات نیز زیر این کاغذ پاره ها خودنمایی می کند.

اسراییل هم که اتمی بودنش را نه تایید و نه تکذیب می کند. تایید نمی کند چون می ترسد که شیر پاک خورده ای پیدا شود و یقه اش را بچسبد که طبق موازین بین المللی باید درها را باز کند تا آشپزخانه اتمی اش را اداره بهداشت و بهزیستی جهت اطمینان از پاستوریزه بودن محیط دید بزند. تکذیب هم نمی کند چون می خواهد در دل دشمنانش که
احاطه اش کرده اند و تعدادشان هم کم نیست، رعب و ترس اتمی ایجاد کند
القصٌه یک شش ضلعی شرارت داریم که عربده کشی و مسلح شدن و تهدید و ایجاد رعب و وحشت در دل جهانیان را
در دستور کار دارند و با استراتژی بکش تا زنده بمانی مشغول صف آرایی مقابل یکدیگرند
پانزدهم ژانویه 2007

پنجشنبه، دی ۲۱، ۱۳۸۵

تحوٌلات جدید در عراق

سخنرانی شب گذشته رییس جمهور آمریکا، حاوی مطالب و نکات مهمٌی بود. از برجسته ترین نکته این سخنرانی می توان از انگشت گذاشتن بوش بر رژیم های ایران و سوریه نام برد. او علنا و بی هیچ پرده پوشی این رژیمها و مخصوصا ایران را عامل و باعث بروز ناامنی و کُشت و کُشتار در عراق و ارسال سلاح و تجهیزات، جهت کشتن نیروهای آمریکایی نامیده است

ظاهرا حَضَرات تازه از خواب زمستانی بیدار شده و دریافته اند که کژدار و مریض رفتار کردن با رژیمی که کشتار و سرکوب در داخل و خارج مرزهای حاکمیٌتش به امری عادی تبدیل گردیده، ترحم بر پلنگ تیز دندان است. می توان از این پس این انتظار را داشت که نظامیان آمریکایی بیش از هر زمان دیگر شِبه نظامیان مرتبط با رژیم آخوندها را تحت فشار قرار داده و در مجموع در صدد قطع دست آخوندها در جهت جلوگیری از ارسال سلاح و تجهیزات به عراق برآیند

شاهد مدٌعا هم علاوه بر سخنان بوش، عملیٌات صبح زود امروز در کردستان عراق می باشد که آمریکاییها به سبک و سیاق فیلمهای هالیوودی به کنسولگری رژیم در اربیل حمله کرده و پنج تن از عوامل آنرا همراه با اسناد و کامپیوترها با خود برده اند

در قسمتی دیگر از این سخنان جناب بوش با زبان بی زبانی با نخست وزیر تحت فرمان آخوندها، اِتمام حجٌت می کند و تهدید می کند که در صورت عدم همکاری جهت خلع سلاح شبه نظامیان، او و دولتش حمایت مردم آمریکا را از دست خواهند داد. البته ناگفته پیداست که منظور از مردم آمریکا همان دولت آمریکا می باشد و این دقیقا به این معنی است که کاسه صبر کاخ سفید دیگر لبریز شده و این آخرین اخطار به نخست وزیر عراق است و بی شک در صورتی که تمکین نکند به راحتی کنار گذاشته خواهد شد

این احتمال زیاد است که رژیم جهت دست نخوردن نیروهای مزدورش در عراق و استتار هر چه بیشتر آنها، بر تن این نیروها که شامل سپاه بدر و افراطیون سپاه مهدی به رهبری مقتدی صدر می باشند، لباس رسمی و قانونی نیروهای دولتی عراق را بپوشاند تا هم آنها را برای روز مبادا حفظ کرده باشد و هم بیش از پیش بر ارگانها و سازمانهای اجرایی عراق مسلٌط و چیره گردد. در این راه البته به همراهی و کمک نوری المالکی نخست وزیر و دیگر مزدورانش در دولت عراق نیاز دارد و آنها هم ثابت کرده اند که تا امروز دست رد به سینه آخوندها نزده اند

با این تفاسیر می توان گفت که درگیری نیروهای متخاصم در عراق طیٌ هفته ها و ماههای آینده شدٌت خواهد گرفت و عراق تحت سلطه، دستخوش حوادثی بسیار دهشتناکتر از آنچه که طیٌ این چند سال شاهد بوده ایم خواهد شد
از سوی دیگر از سخنان بوش می توان نگرانی را به خوبی تشخیص داد. او پیامدهای شکست در عراق را به خوبی میداند و اینرا نیز می داند که در صورت عدم موفقیٌت، در کاخ سفید از موقعیٌت بسیار متزلزلی برخوردار خواهد شد. از همین حالا و با افزایش تعداد نظامیان در عراق، او مورد انتقاد و حمله دموکراتها قرار گرفته. آنها معتقدند که این افزایش نیرو باعث بالا رفتن و افزایش تلفات آمریکاییها در عراق خواهد شد. بعضی نیز معتقدند که این افزایش نیرو باید همزمان با آغاز جنگ صورت می گرفت

در هر صورت با گذشت تقریبا چهار سال از حمله و هجوم آمریکاییها به عراق، تصمیم کاخ سفید جهت اعزام نیروهای کمکی نشان از آن دارد که معادلات تیوریسینهای سیاست جنگی آمریکا، مجهولی داشته که آنها قادر به شناسایی دقیق و حلٌ آن نبوده اند


یازده ژانویه 2007

رقص مرگ



بعضی وقتها می شود از سکوت یا از یک کلمه و یا حتٌی از یک نگاه شعری سرود و یا چیزی نوشت
دیدن عکس این پسرک معصوم و افزایش روزافزون اعدامها در ایران، شد حاصلش این شعر

بگذارید ببینمش
برای آخرین بار
کاش می شد فقط یکبار، یکبار دیگر
در آغوشش می کشیدم و گرمای وجودش را
احساس می کردم
کاش روزی که کارخانه را بستند و او بیکار شد
درس را کنار گذاشته بودم
و مثل اصغر و غلام و یحیی
آدامس و شکلات می فروختم
کاش صاحبخانه قدری با ما مهربانتر بود
کاش خواهرم کمتر بهانه روپوش نو
برای سال جدید گرفته بود
کاش من هرگز نگفته بودم که کفشم سوراخ است
و پاهایم حتی سر کلاس
از سرما، یخ می زنند
کاش مادر، یک ماه گوشت نخوردن ما را
به نجوا و گاه با صدای بلند
به رویش نمی آورد
گرچه دستان همیشه پینه بسته اش
خالی بود
اما، سرشار بود از محبت و عشق
و غیرت و بزرگواری اش برای پُر کردن سُفرۀ ما
برای مهیٌا کردن اجارۀ خانه
برای تهیۀ جهیزیه زهرا
و برای خریدن لوازم مدرسه من و سارا
عاقبت کارش را به اینجا کشانید
بگذارید یکبار دیگر ببینمش
پیش از آنکه
با آهنگ شوم مرگ به رقص در آید

یکشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۵

خودکشی از ترس مرگ

در خبرها آمده بود که سخنگوی دولت احمدی نژاد اعلام کرده که امروز یکشنبه برابر با هفتم ژانویه در پاسخ به قطعنامه شورای امنیٌت فعالیٌت در سایت سه هزارتایی ماشین های سانتریفوژ را آغاز خواهد کرد. در ادامه نیز یادآور شده که ادامه فعالیٌت هسته یی بهترین پاسخ تهران به قطعنامه می باشد
تنها چیزی که از این پاسخ جناب سخنگو می توان برداشت کرد این است که رژیم واقعا دارد با دست خودش گور تاریخی خودش را عمیق و عمیق تر حَفر می کند. البته راهی جز این ندارند. بازگشت و به علامت تسلیم دست بالا بردن، نتایج شومی دارد که اثرات آن به مراتب از پافشاری بر ادامه فعالیٌت هسته یی مرگبارتر است
با توجٌه به اینکه جهان میداند، مسلح شدن یک مشت تروریست و جنایتکار چگونه صلح و ثبات را خصوصا در منطقه خاورمیانه و عموما در کل جهان به خطر خواهد انداخت، به همین جهت میتوان گفت که ملاها از ترس مرگ، به خودزنی و خودکشی روی آورده اند

سلطان قلبها

امروز برابر هست با سی و نهمین سال از دست رفتن تختی. کسی که محبوبیٌتش نه فقط برا به دست آوردن چندتا مدال در میادین ورزشی بین المللی بود، که به خاطر مردمی بودنش شُهره عام و خاص شده بود. به خاطر اینکه با مردم بود و برای مردم بود و زیر بار زور هیچ دیکتاتوری هم نرفت و تا بود براشون پشیزی ارزش و احترام قایل نشد. تختی پهلوانی بود که مردم با مدال و بی مدال دوستش داشتن. دوریش از دربار و حکومت و عشق و علاقه اش به مصدق کبیر اونو تبدیل به سلطان قلبها کرده بود و این همون چیزی بود که حاکمیٌت رو عاصی و نگران کرده بود
متاسفانه امروز خیلی ها که ادعاشون میشه و خودشون رو قهرمان می دونن، به هر ننگ حاکمیٌت تن میدن و با مجیزگویی راه خودشون رو باز میکنن. اون آدمی که امروز لقب قویتری مرد جهان رو یدک میکشه، وقتی رو سکو میره عکس منفورترین فرد نزد ملٌت مارو بالا سرش می بره و اون یکی به دستهایی بوسه میزنه که تا مرفق به خون جوانان میهن آغشته است. واقعا که روزگار غریبی است نازنین

یادت بخیر و روحت شاد پهلوان که با وجود تو و امثال تو هست که ملٌت خیلی راحت می تونن بد رو از خوب و قهرمان و پهلوان مردمی را از نامردمیها و نامردها تشخیص بدن

چهارشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۵

عامل اصلی بحران در عراق


پس از هجوم نیروهای آمریکایی و انگلیسی به عراق به بهانه دخالت داشتن دولت عراق در حادثۀ یازده سپتامبر و همچنین در اختیار داشتن موشکهای شیمیایی و تکنولوژی اتمی، عراق به یک سرزمین بلازده و مصیبت دیده تبدیل گردید
روزی نیست که خبرگزاریها انفجار و وقوع حادثه های تروریستی منجر به مرگ مردم بیگناه و درمانده عراق به سراسر جهان مخابره نکنند. روزی نیست که پیکرهای بی سر یافت نشوند و جهت تشخیص هویٌت، دست به دامان آزمایشهای پزشکی نگردند. می گویند که مردم عادی کوچه و بازار از منزل که خارج می شوند امیدی به بازگشت دوباره ندارند و به همین جهت اسم و مشخصٌات خود را روی دستهاشان می نویسند تا در صورت بروز حادثه و احیانا انفجار، شناسایی شان راحت تر صورت بگیرد

هرج و مرج امروز در عراق حرف اول را می زند و آشوب و ناامنی به جزء ذاتی و لاینفک زندگی مردم تبدیل شده است. راستی این هرج و مرج از کجا سرچشمه می گیرد؟
نیروهای مسلحی که امروز خاک این کشور رنجدیده را به توبره کشیده اند، دارای چه مشخصٌاتی هستند و چه اهدافی را دنبال می کنند؟
پاسخ به این سوال چندان مشکل نیست. مخصوصا وقتی که یک سر ماجرا رژیمی باشد که پس از هشت سال جنگ خانمانسوز نتوانست از راه کربلا به طرق قدس میانبُر بزند. همان رژیمی که امروز ایجاد ناامنی و رعب و وحشت در عراق برایش از نان شب واجبتر است و مثل دراکولا برای ماندن، از خون انسانها تغذیه می کند

در اینکه نیروهای امپریالیستی مثل یانکی ها و انگلیسیها و دُم و دنبالچه هاشان فقط و فقط به جهت منافع استعماری در عراق حضور دارند جای هیچ شک و شُبهه یی نیست. آنها سرمست از بوی خوش نفت و قراردادهای کلان از زمین و آسمان و دریا کشور بلادیده را مورد هجوم قرار داده و در مدٌت زمانی کمتر از یک هفته کاری را که آخوندها طیٌ هشت سال از انجام آن عاجز ماندند، انجام داده و فاتحانه قدم به بغداد گذاشتند امٌا غافل از اینکه این پایان ماجرا نیست

آخوندهای فرصت طلب هم فرصت را غنیمت شمرده و با ارسال گّله وار نیروهای دست پرورده سپاه پاسداران و سازمان اطٌلاعات چنان بر عراق مستولی شدند که پیش از این حتٌی در خواب هم نمی دیدند. در این راستا اپوزیسیون ایرانی مستقر در عراق از همان روز آغاز بارها و بارها نسبت به تسلط این عقربهای جرٌار هشدار داد اما کو گوش شنوا که توطیه را در همان نطفه خفه کند؟

و بدینسان از سراسر نقاط عالم هرکس که دنبال راهی جهت ورود آسان به بهشت بود، عراق را قبله گاه آمال و آرزوهایش دید. شعبۀ القاعده در سراسر عراق فعٌال گردید و هواداران رژیم سابق نیز دست به کار شدند و جالب اینجاست که همه اینها از هر سمت و سویی که می کشتند و می کشند آب به آسیاب رژیم وحشی و جنایت کار حاکم بر ایران ریخته و می ریزند. گویی که همه نیروهایی که با هم اختلاف سیاسی، ایدیولوژیک دارند امروز عراق را محلی جهت تسویه حساب یافته اند. شیعه و سنی کشی همردیف با کشتار نیروهای امپریالیستی ادامه دارد و تاسف بار اینکه مردم عادی کوچه و بازار از هیچ نوع تعرضی مصون و محفوظ نیستند.

پیشترها اگر یک شیعه در فلان دهات پاکستان به قتل می رسید رژیم آخوندها که خود را حامی و پشتیبان شیعه ها می داند سینه سپر می کرد و با هارت و پورتهای فراوان خواهان و خواستار مجازات عاملان آن می شد. اما امروزه می بینیم و شاهدیم که در عراق، حتٌی طیٌ یک روز بیش از صد انسان بیگناه که اتفاقا شیعه هم هستند در بمب گذاریها و انفجارها به قتل می رسند و رژیم حاکم بر ایران نه یقه چاک می دهد و نه دنبال ردٌ پای عاملان حادثه است

همه اینها دقیقا به این معنی است که تنها چیزی که حاکمان ایران در عراق دنبال می کنند و به آن دامن می زنند همانا ایجاد ناامنی و کشت و کشتار به هر قیمت ممکن است. آرامش و امنیٌت در عراق به معنی محاصره کامل آخوندها در گردابی است که خود با دست یازیدن به ماجراجویی هسته ای برای خویش به وجود آورده اند برای آنها فقط مهم این است که چیزی به نام آرامش را در عراق سر ببُرند. در این راستاست که رژیم تمام ملاحظات ایدیولوژیک را کناری گذاشته و همۀ نیروهای متخاصم در عراق منهای نیروهای غربی را به لحاظ سلاح و پول
تغذیه می کند و هیچ تفاوتی بین کشتار شیعه و غیر شیعه و گناهکار و بیگناه قایل نمی شود

در چنین شرایط و اوضاع و احوالی به راحتی می توان دریافت که زدن شاخ و برگ البته خوب است اما ریشه تبهکاری و جنایت جای دیگری، کیلومترها دورتر از میدان حادثه است. جمع کردن بساط نیروهای مسلح غیر قانونی در عراق آنگونه که در گفتار آسان به نظر می رسد اما در عمل به این سادگی نخواهد بود. بسیاری از این نیروها بومی منطقه هستند و چنان در بافت جامعه استتار خواهند شد که تشخیص و تمیز آنها از مردم عادی مشکل و تقریبا غیر ممکن خواهد بود. آنها هرگز به شکل یک ارتش منظم و کلاسیک وارد عمل نخواهند شد و آنچه تا کنون در عراق اتفاق افتاده نمایانگر این نکته بوده که نیروهای اعزامی توان مقابله و سرکوبی تام و تمام ندارند
حزب الله لبنان در نبرد سی و سه روزه با ارتش قدرتمند و به ظاهر شکست ناپذیر اسراییل، نشان داد که چگونه می توان یک ارتش کلاسیک و منظم را که مجهز به پیشرفته ترین نوع سلاحهای سبک و سنگین است به راحتی زمینگیر کرد و به آن تلفات سنگین انسانی و تسلیحاتی وارد نمود. این دقیقا همان چیزی است که رژیم ایران از آن به عنوان جنگهای نامتقارن نام می برد و حداقل تاکنون کارآیی آن ثابت گردیده است

پس تنها راه، زدن و سوزاندن ریشۀ ناامنی و تروریسم نه تنها در عراق که در کلٌ منطقه خاورمیانه است. و این ریشه را باید در تهران جستجو نمود
ناگفته پیداست که یک حمله نظامی به سبک عراق نه تنها مشکلی را حل نخواهد کرد بلکه خود موجبات بروز مشکلات بیشتری خواهد شد و بسیار بعید به نظر می رسد که نیروهایی که عراق و افغانستان را تجربه کرده اند و هنوز پس از سالها، در این دو کشور، هر روز تلفات می دهند دست به کار چنین حمله ای علیه ایران بشوند. اتٌفاقا ملاها نیز اینرا خوب می دانند و دقیقا به همین علٌت است که هر روز عربده هل من مبارز می کشند. این مشکل تنها یک راه حل دارد و آن راه حل صد در صد یک راه حلٌِ ایرانی می باشد

اگر نیروهای امپریالیستی قصد و غّرض استعمارگرانه نداشته باشند. اگر آنها واقعا خواهان و خواستار آنانند که ایران سرزمینی خالی از سلاحهای اتمی و کشتار جمعی باشد، اگر آنها از تروریسم و صدور آن به اقصی نقاط جهان به تنگ آمده اند، اگر آنها یک خاورمیانه آرام و آزاد و مستقل را بّر می تابند، اگر آنها برای حقوق بشر و ملٌت تحت ستم ایران اندکی و فقط اندکی ارزش و احترام قایلند، زمان آن رسیده که به خواستهای ملٌت ایران و اصلی ترین اپوزیسیون آن توجٌه کنند و دست از مانع تراشی و ممنوعیتهای ظالمانه و ناحق بردارند. آنگاه همگان خواهند دید که رژیمی که جواب هر قطعنامه ای را با عربده کشی می دهد چگونه مانند یک آدم برفی ذوب خواهد شد و برای همیشه از صحنه روزگار حذف خواهد گردید

بی شک با قطع سر این اژدها که به درستی آنرا پدرخوانده تروریسم بین الملل خوانده اند، تمامی عوامل و انصار ریز و درشت آن در سراسر عالم خود به خود از کار خواهند افتاد و این یعنی کمک به صلح و ثبات نه تنها در ایران و خاورمیانه که در کلٌ عالم هستی







چند دو بیتی

دلی دارم پر از شوق رسیدن
ز باغ روی تو صد میوه چیدن
همه میگن صبوری کن، صبوری
خدایا تا به کِی ایران ندیدن؟

***********

اگر از آسمون خنجر بباره
زمین گلگون شِه از خون ستاره
نداره عاقبت، ظلم و تباهی
زمستون میره و پشتش بهاره

************

بساط کاخ ظالم گشته آباد
زمین سرشار از ظلم است و بیداد
ز خون عاشقان، دریا خروشان
از این عاشق کشِ جلٌاد فریاد

***********

خدایا تا به کی دل در صبوری؟
تو میدانی که سخته درد دوری
گذرگاهی چنین گستاخ و سرکش
از این بن بست کو راه عبوری؟

**********

خدایا من پُرم از بیم و امید
هم از یقین و هم از شک و تردید
برون کن از دلم این بیم و شک را
به نور مطلقِ پیوسته جاوید

**********

میگن دریا دیگه موجی نداره
زمین در ماتم گُل سوگواره
درخت عاطفه خشکید و پژمرد
خدایا کاری کن بارون بباره

***********

فکنده شب به دامن تابِ گیسو
زمین تاریکه پس تیغ سحر کو؟
که سازد خنجری نیشش ز پولاد؟
زَنَد بر قلب این شام سیه رو